مرگ آرزو - تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 12:29
روزگاری خانه ایی ساختم درون خانه ام آرزویی کاشتمبرای آرزویم رویایی بافتمرویایم را با رنگین کمان آراستماما امروز مرگ آرزویم را با چشمان خود دیدم .دیدم رنگ رویایم را که چمدان به دست بار سفر بسته است.ای کاش آرزویم نمی مرد تا رویایم سرگردان نشود... Adblock test (Why?)
در آستانه سی سالگی - تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 12:29
   شبی که به دنیا آمدم برف میبارید و هوا خیلی سرد بود . دانه های سفید برف به آرامی بر پشت بامها مینشست . پدرم فانوس به دست ، زنهای همسایه را یک به یک بر بالین مادرم آورد . مادرم انتظار پسری را میکشید که نامش را رحمان گذاشته بود تا با دیگر پسرش رحیم هم بازی شود . خواهر برادرهای بزرگترم در اتاق مجاور ...
من و عشقم - تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 12:29
  امروز هم نشد که بشه ؛ اولش حالم گرفته شد ولی یهو خندم گرفت و گفتم منم تورو میخوام و فقط تو رو میخوام ...   اون نمیذاره جز خودش چیزی تو دلم جا بشه و ناکامم میکنه و منم هر بار بعد از ناکامی میگم منم تورو  دوس دارم ...   اره اینجوریاس عشق بازی من با او (( خداوندم )) ...  Adblock test (Why?)